محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

65

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

گارسيا پادشاه نوار ، يارى طلبيدند تا با خصم خود ، موحدين ، پيكار كنند . اين همكارى ميان مسلمانان و مسيحيان قطع نشد تا مرحلهء دوم بازپس‌گيرى و فتح مجدد آغاز شد . مؤسس مملكت غرناطه محمد بن الاحمر در آغاز كار ، خود را تحت حمايت پادشاه قشتاله كشيد و تعهد كرد كه در جنگهاى او بر ضد مسلمانان و مسيحيان شركت جويد ، از سوى ديگر امراى مسيحى را نيز مىبينيم كه حتى در روزگارانى كه مملكت اسلامى اندلس تحليل رفته و به غرناطه منحصر شده باز هم از امراى مسلمان يارى مىجويند . مثلا انفانت فيليپ هنگامى كه بر برادرش آلفونسوى دهم بشوريد ، با جماعتى از اشراف به حمايت ابو يوسف المنصور پادشاه مغرب درآمد و در دربار غرناطه به عنوان ميهمان زيستند تا آنگاه كه پادشاه قشتاله آنان را در سال 1270 م آشتى داد . در سال 1282 آلفونسوى دهم به هنگامى كه پسرش سانچو به خلاف او برخاست و تخت پادشاهى از او بستد ، از سلطان ابو يوسف يارى طلبيد و تاج خويش را در برابر ياريهايش به نزد او فرستاد . سلطان ابو يوسف نيز به نداى او پاسخ داد و او را به مال و لشكر يارى نمود . همچنين در سال 1332 م حاكم مسيحى فرنتره بر ضد پادشاه خود آلفونسوى يازدهم قيام كرد و با غرناطه هم‌پيمان شد و در راندن مسيحيان از جبل طارق كه نزديك بود بر آن مستولى شوند غرناطه را يارى داد . نيز هنگامى كه بر ضد پسر آلفونسو پدروى ستمگر ( دون‌بطره ) آتش انقلاب روشن شد و تخت پادشاه از او بستدند و ميان او و مخالفانش در سال 1367 م نبرد مونتيل درگرفت ، در كنار پدرو جمعى از سلحشوران مسلمان كه الغنى باللّه پادشاه غرناطه به يارىاش فرستاده بود مىجنگيدند « 8 » . بدين‌گونه همكاريهاى سياسى و نظامى ميان دو فريق هرچند گاه ادامه داشت ، حتى در ايامى كه ستارهء اقبال اندلس روى به افول نهاده بود . يعنى نه عوامل قومى و نه عوامل دينى مانع اين همكاريها نمىشدند . روابط بازرگانى در ايام صلح با نظم تمام جريان داشت و ميان دو فريق معاهدات دوستانه منعقد مىشد . يكى از آنها معاهده‌اى بود كه محمد بن يوسف پادشاه غرناطه با مرتين پادشاه آراگون بست . اين معاهده سياسى دوستانه ميان دو

--> ( 8 ) . اين حوادث را به تفصيل در جاى خود خواهيم آورد .